پاسخ داوود عابدی همسر المیرا شریفی مقدم به فیروز کریمی
اخیراً در فضای رسانهای کشور، یک مناظره لفظی میان فیروز کریمی (مربی فوتبال) و المیرا شریفیمقدم (مجری خبر) جنجالساز شده است. این ماجرا از آنجا شروع شد که شریفیمقدم در گفتوگویی یا اظهار نظری که به دسترس عموم قرار گرفته، درباره یک موضوع ورزشی اظهار نظر کرده بود. فیروز کریمی در واکنش به آن اظهار نظر، سخنانی مطرح کرد که بهگفته بسیاری دارای بار جنسیتزده و تحقیرآمیز بود. در پی این اظهارات، داوود عابدی — که علاوه بر اینکه همسر المیرا است، سابقه گزارشگری ورزشی دارد — واکنشی شدید نشان داد و پاسخی صریح به کریمی ارائه کرد. این رخداد نه تنها در سطح شخصی برای افراد درگیر، بلکه از منظر جنسیت، رسانه، فرهنگ عمومی و جایگاه زنان در حوزه ورزش و خبر مهم تلقی میشود. در ادامه، به تفصیل پرونده را بررسی میکنیم.
1404-07-30 17:59:33 - Nahalamini
شرح ماجرا
اظهارات فیروز کریمی
بر اساس گزارشها، فیروز کریمی در برنامهای تلویزیونی (یا گفتوگوی عمومی) خطاب به المیرا شریفیمقدم اظهار کرده است:
«به نظرم بیشتر به فکر آشپزیاش باشد، خیلی بهتر است. همسر او (داوود عابدی) که دوست من است گفت مدتهاست که غذای گرم و درست و حسابی نخورده. به نظرم خانمش به غذای خانگی برسد، بهتر باشد تا با این سبک انتقاد کند.»
این عبارت، به دو دلیل از منظر نقد اجتماعی قابل توجه است: نخست، تحقیرِ نقش حرفهای یک مجری زن؛ دوم، اِعمالِ الگوی سنتیِ «خانم در آشپزخانه» که به نظر میرسد شایستهی خطابِ جدی در عرصهٔ عمومی نیست.
واکنش داوود عابدی
در واکنش به این سخنان، داوود عابدی دست به پاسخ زد. بر اساس گزارشِ «خبر ناب»؛ وی گفته است:
«آقا فیروز؛ طنازی شما احتمالا متاثر از دستپخت همسرتان در آشپزخانه است…»
به عبارت دیگر، عابدی با زبانی کنایهآمیز پاسخ داده و به نوعی سخن کریمی را به چالش کشیده است.
همچنین این واکنش حاوی معنایی فراتر از طنز یا اهانت متقابل است: اشاره به اینکه جایگاه حرفهای شریفیمقدم (و بهطور کلی زنان در عرصه عمومی) نباید با کلیشههایی چون «آشپزی بهتر است» تضعیف شود.
بررسی عناصر مسئله
جایگاه حرفهای زنان در رسانه و ورزش
اینجا باید به این نکته توجه کرد که المیرا شریفیمقدم بهعنوان مجری مطرح خبر فعالیت میکند، جایگاهی که مستلزم تسلط حرفهای، اعتماد عمومی، روایتگری خبر و حضور در فضای رسمی دارد. از این منظر، خطابِ «به آشپزیات برس» نوعی عقبنشینی یا تنزل حرفهای را به زن نسبتدهد که برخلاف مسیر حرفهای اوست.از سوی دیگر، ورزش و رسانه ورزش اغلب مردسالارانه هستند و حضور زنان در جایگاههای مجری، گزارشگر یا تحلیلگر با چالشهایی روبهروست؛ لذا این نوع اظهارات میتواند به عنوان بازتابی از نابرابری جنسیتی در این عرصه دیده شود.
واکنش داوود عابدی نیز جالب است از این حیث که نه با حمله بیپرده، بلکه با کنایهای هوشمندانه به ادبیات کریمی پاسخ داده است. وی به جای وارد شدن به مناظره مستقیم، با بازگشت به همان استعاره «دستپخت» و آشپزخانه، به فراسوی آن نیش دارد اشاره میکند: یعنی اگر قرار است نقش زنان به آشپزخانه تنزل یابد، پس این «طنز» چقدر متاثر از همان کلیشه است؟در نتیجه، واکنش عابدی هم در حد شخصی (دفاع از همسر) و هم در سطح فرهنگی (نقد کلیشههای جنسیتی) قابل تفسیر است.
گزارشها درباره این ماجرا در سایتها و شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند، و بازتاب آن نشان میدهد که مخاطبان به جنبهٔ جنسیتی و فرهنگی آن توجه کردهاند. بهعنوان مثال، سایت «ایران اینترنشنال ورزشی» توییت کرده: «فیروز کریمی… با الفاظی زنستیزانه به او توهین کرد…»
این مسئله، فراتر از اختلاف فردی، تبدیل به بحثی درباره احترام، حرفه و جایگاه زنان در جامعه شده است.
نکات تحلیلی
1. تأثیر گفتار عمومی بر تصویر زنان
وقتی چهرهای عمومی مانند شریفیمقدم با چنین اظهاراتی روبهرو میشود، پیامد آن تنها برای او نیست، بلکه میتواند برای سایر زنان حرفهای نیز اثرگذار باشد؛ بهویژه زنانی که در حوزههای غالباً مردانه (مثل ورزش، خبر، رسانه) فعالیت میکنند. نگرش «به آشپزی برس» میتواند بازدارنده باشد.
2. نقش مردان حرفهای در تغییر یا تثبیت کلیشهها
فیروز کریمی بهعنوان چهرهای شناختهشده در ورزش، اگرچه ممکن است منظوری طنز داشته باشد، اما نقش او قدرت دارد. بنابراین، مردان حرفهای در موقعیتهای مشابه، یا میتوانند به بازتولید کلیشهها کمک کنند یا با انتخاب زبان و ادبیات خود، آنها را به چالش بکشند.
3. قدرت واکنش و پاسخ
واکنش داوود عابدی نشان میدهد که واکنش به این اظهارات میتواند از طریق رسانه و شبکه اجتماعی مؤثر باشد. پاسخ سریع، کنایهآمیز ولی هوشمندانه، مسیر گفتگو را باز میکند. همچنین، نشان میدهد که اتحاد حرفهای ـ خانوادگی نیز میتواند به تقویت موقعیت زن کمک کند.
4. اهمیت فضای عمومی و رسانهای
فضای رسانهای و اجتماعی در ایران (و جهان) بهطور روزافزون حساس به اخلاق، جنسیت و تبعیض هست؛ لذا چنین ماجراهایی میتوانند به نقطهٔ عطفی برای گفتگو دربارهٔ جایگاه زنان در رسانه یا ورزش تبدیل شوند. از این نظر، رسانهها نیز مسئولاند که چگونه اظهارات را پوشش دهند.
این ماجرا میتواند موجب شود که زنان حرفهای بیشتری نسبت به چنین برخوردهایی حساس شوند و واکنش نشان دهند؛ دانش اینکه «واکنش دادن» نیز قدرت دارد.میتواند به بازنگری در نحوهٔ گفتمان عمومی در ورزش و رسانه منتج شود — بهویژه در زمینهٔ احترام به جنسیت و حرفه.ممکن است به گفتوگوهای بنیادینتر دربارهٔ «حضور زنان در ورزش» و «جایگاه زنان در رسانههای ورزشی» دامن بزند.از سوی دیگر، اگر چنین برخوردها بدون بازخورد بمانند، ممکن است بازتولید کلیشهها ادامه یابد و باعث شود زنان حرفهای، با احتیاط یا بیاعتمادی بیشتری وارد عرصه شوند.
در نهایت، آنچه در این ماجرا مهم است، صرف اظهارات فیروز کریمی نیست بلکه مجموعهای از نشانههاست: نشانگر وضعیتی که زنان حرفهای در رسانه و ورزش ایران تجربه میکنند؛ نشانگر نقش مردان حرفهای در شکلدهی یا مصداق بازتولید کلیشهها؛ و نشانگر این است که چگونه یک واکنش هوشمندانه میتواند این موقعیت را به فرصتی برای گفتگو تبدیل کند.
واکنش داوود عابدی — البته به نمایندگی از همسرش — تنها دفاع فردی نبود، بلکه تبدیل به نمادی شد که میتواند به تقویت گفتوگوی عمومی در مورد تبعیضهای جنسیتی در حرفه کمک کند.